X
تبلیغات
○○○○○○○○○○○○○○←☺☻→○○○○○○○○○○○○○○ - مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب(بهنوش شمس اللهی)

○○○○○○○○○○○○○○←☺☻→○○○○○○○○○○○○○○

MEDADEMESHKI ARCHITECTURE GROUP

مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب(بهنوش شمس اللهی)

مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب / وحید قبادیان .- تهران : دفتر پژوهشهای فرهنگی ، 1382.
192ص.:مصور.-(فرهنگ ومعماری؛18)

معماری علمی است که همواره با فضای زیست انسان در ارتباط بوده اما در هر دوره و عصری بر حسب نوع تفکرات رایج در میان اندیشمندان در حوزه معماری و شهرسازی ، که مسلما زمینه ساز ظهور سبکها بوده اند ، میزان توجه به انسان در سازماندهی به فضاها نیز متغیر بوده که دکتر " وحید قبادیان " ، مولف کتاب ، سعی کرده ضمن آشنا نمودن مخاطبان خود با معماری غرب ، تغییرات ، تحولات و ریشه ها و زمینه های بروز این تغییرات را مورد بررسی قرار دهد . کتاب وی شامل دو بخش می باشد که بخش اول به معماری مدرن و سبکهای برخاسته از آن اختصاص یافته و بخش دوم نیز معماری بعد از مدرن را تشریح می نماید که جهت آشنایی بیشترشمابا این کتاب به مختصری از فصول این کتاب پرداخته می شود .
در بخش اول کتاب مولف چهار فصل را در نظر گرفته است که شامل :" مدرنیته "، "معماری مدرن اولیه "، "معماری مدرن متعالی" و" معماری مدرن متاخر" است . وی در فصل اول این بخش در ابتدا به بیان تفاوت " مدرنیسم " و " مدرنیته " پرداخته و سپس ویژ گیهای عصر رنسانس ( انسانگرایی ، واقع گرایی ، خردگرایی ) ، عصر روشنگری و در نهایت انقلاب صنعتی را تشریح نموده است . در فصل دوم با " مکتب شیکاگو " ، به عنوان پایه گذار سبکی جدید در تاریخ معماری ، آشنا می شویم ، سبکی که سبب ظهور ساختمانهایی مرتفع با اسکلتهای تمام فولادی در شهر شیکاگو گردید . یکی از ویژگیهای مهم این سبک عدم تقلید از سبکهای گذشته بود و تزیین در این سبک از معماری مدرن جایی نداشت اما بعد از این سبک شاهد ظهور نهضتی جدید هستیم با نام   " نهضت هنر نو " که این نهضت نیز به خودی خود اقدام به ابداع فرمهای جدید و بدون تاثیر پذیری از فرمهای گذشته نمود و به تزیینات و فرمهای طبیعی و رمانتیک و استفاده از فلز روی آورد . این سبک در کشورهای انگلیس ، فرانسه ،  آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا و اتریش با عناوینی چون " سبک مدرن " ، " سبک گیومارد " ،         " سبک جوان " ، " سبک آزاد " ، " مدرنیسم "  و بالاخره " سبک جدایی " مطرح بود . آنچه بیش از همه مورد توجه معماران در این سبک بود ، توجه به تکنولوژی روز و آینده نگری بود و به همین علت نیز این سبک را زیر مجموعه معماری مدرن می دانند . در این فصل نیز با "جنبش فوتوریسم " که بنیانگذار آن  " فیلیپوتوماسومارینتی" بود روبه رو می گردیم که مبانی نظری این جنبش عبارت بودند از : توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده ، حمل و نقل سریع السیر ،  گسست از گذشته ، حذف تزیینات ،  بلند مرتبه سازی و نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک ساختمان . نویسنده در فصل سوم کتابش به معماری مدرن متعالی ، که آنرا اوج معماری مدرن می دانند ، پرداخته و سبکهای رایج در این دوره از جمله " سبک بین الملل " ،  " کانستراکتیویسم " و " معماری ارگانیک " را تشریح می نماید . در سبک بین الملل بر عدم توجه به معماری بومی و ارایه سبکی قابل اجرا در نقاط مختلف جهان تاکید می گردید ، سبکی که در همه جا قابل اجرا می بود ، در این سبک این اعتقاد نیز وجود داشت که در ساخت بناها نبایستی از هیچ گونه تزیینی استفاده نمود و ساختمان باید فاقد هر گونه تزیینات باشد . خاستگاه  سبک کانستراکتیویسم  شوروی بود و طرفداران این سبک همچون مدرنیستها و فوتوریستها اعتقاد به تکنولوژی وصنعت داشتند و پیشرفت و ترقی شوروی را تنها در گرو " علم " و   " تکنولوژی "  و " جدایی از گذشته " می دانستند ودر نتیجه با کمک سوسیالیستها ی زمان خود ، که آنها نیز طرفدار تکنولوژی  و علم بودند توانستند پروژه هایی را به سبک مدرن در شوروی اجرا نمایند . معماری ارگانیک نیز که ریشه در" فلسفه رمانتیک " داشت درامریکا توسط " فرانک فرنس " و " لویی سالیوان " در قرن 19 شکل گرفت و اوج این نوع معماری را می توان در کارهای " فرانک لوید رایت " مشاهده نمود . وی در تعریف معماری ارگانیک به 9 اصل اشاره نموده است که عبارتند از : طبیعت ، ارگانیک ، شکل تابع عملکرد ، لطافت ، سنت ، تزیینات ، روح ، بعد سوم ( ضخامت و عمق ) و فضا . در فصل آخر این بخش نیز با معماری مدرن متاخر و سبکهای " تندیس گرایی " و " بروتالیسم " در این عصر از معماری مدرن آشنا می شویم . در این زمان از " بتن " برای ساخت ساختمانهای تندیس گونه استفاده می شود ودر ساختمانهایی نیز سطح بتن به صورت آشکار نمایان می گردیده که هدف نمایش بتن و سطح خشن آن بوده است ( بروتالیسم ) .
مولف در بخش دوم کتابش به " معماری بعد از مدرن " در قالب هفت فصل پرداخته و ضمن بیان تعریفی از پست مدرن و با در نظر گرفتن 7 عنصر اساسی ( عقلانیت ، ایدئولوژی ، کثرت گرایی ، تاریخ ، رسانه ها ، زبان ، تکنولوژی ) به بیان تفاوتهای" مدرنیسم " و " پست مدرن " پرداخته که شاید بتوان مهمترین تفاوت معماری مدرن و معماری پست مدرن را در نوع نگاه طرفداران این دو عرصه از معماری دانست . مدرنیستها معماری را   مساله ای تکنولوژیکی و صنعتی می دانستند درحالیکه پست مدرنیستها نگاهی فرهنگی و انسانی به معماری داشتند . آغاز گر معماری پست مدرن " رابرت ونچوری " بود که بر این اعتقاد بود که بایستی بین بناها و هویت انسانی ارتباط برقرار نمود . وی با تاکید بر نمادها و نشانه ها ، آنها را المانهایی نمی دانست که توسط قشر روشنفکر جامعه دیکته شوند بلکه ازعناصری به عنوان " نماد " و نشانه " صحبت می کرد که توسط خود مردم شکل گرفته و برایشان قابل فهم باشد . ونچوری سبک بین الملل را مردود اعلام نمود و تزیینات را بخشی از ویژگی های فرهنگی و تاریخی هر منطقه و یا محله می دانست . به طور کلی می توان گفت ونچوری تاکید بر معماری " انسان مدار "  داشت که همانا اصل اساسی در معماری پست مدرن بود . در فصل دیگر این بخش مولف به سبکهای " های- تک " و " اکو- تک "( اکولوژی + تکنولوژی ) پرداخته که اصول نظری سبک    "های – تک" را اینگونه مطرح می نماید : " بینش پوزیتیویسم و خوشبینی به علم و تکنولوژی ، نمایش تکنولوژی به عنوان عصاره و دستاورد عصر جدید ، نمایش پروسه ساخت ، شفاف نمودن و لایه لایه کردن و نمایش حرکت در ساختمان ، نمایش ساختار و اجزا درون بنا در نمای ساختمان ، استفاده از رنگهای روشن و ساده ، سازه و ساختار به عنوان تزیینات ، استفاده از اجزا کششی سبک ، جدا کردن بخشهای سرویس دهنده از بخشهای سرویس شونده ، طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم ساختمان " . اما به سبب انتقادهایی که طرفداران و حامیان محیط زیست از پیروان سبک " های – تک " نمودند سبکی ظهور نمود  به نام سبک " اکو – تک " که پیروان این سبک ضمن بهره گیری از تکنولوژی سعی نمودند نهایت استفاده را از عوامل طبیعی چون آفتاب ، باد ، گیاهان   و ... در ساخت فضاها نمایند و این گروه تکنولوژی را در مقابل طبیعت ندانسته بلکه آنرا در کنار طبیعت ودر جهت آسایش هر چه بیشتر انسان می دانستند و آنها بر اصولی چون : حفظ محیط زیست ، تکنولوژی پیشرفته ، توجه به آینده ، بازیافت ، انرژی تجدید شونده ، علم و سایبرنتیک تاکید داشتند .
معماری " نئوکلاسیک " سبکی دیگردر عصر بعد از مدرن است که نویسنده به تشریح ابعاد و ویژگیهای این سبک پرداخته و آنرا " پوسته ای کلاسیک بر روی امکانات مدرن " می داند و معماران نئوکلاسیک ، گذشته و اصول معماری کلاسیک را منبع الهام خود دانسته و سبک کلاسیک را سبکی بی زمان که در هر عصر و زمانی وبا هر بینش و تفکری قابل اجرا می باشد ، می دانند . شباهت نئوکلاسیکها وبا پست مدرنیستها در توجه آنها به گذشته است ولیکن عامل تفاوت آنها در این امر است که پست مدرنیستها در تغییر نمادهای تاریخی دچار تردید نمی شوند و لیکن نئوکلاسیکها این تغییرات را مجاز ندانسته و معتقدند که" نظم های کلاسیک الهاماتی آسمانی و مقدس هستند " پس ما نمی توانیم دخل و تصرفی در آنها انجام دهیم زیرا تغییر در آنها سبب نقص و کاستی در آنها می شود .
" معماری دیکانستراکشن" ( چند معنایی )، " معماری فولدینگ " و " معماری پیدایش کیهانی – غیر خطی نیز فصول پایانی کتاب را به خود اختصاص می دهند که مولف در صفحات آخر نیز در طی جداولی اصول فکری و مبانی نظری آنهارا به خوبی مشخص نموده و در ادامه نیز معماران معروف و بناهای شاخص در این سبکها را معرفی می کند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط MEDADEMESHKI GROUP  |